آسیب شناسی تربیت نسل جوان آیت الله عباس کعبی
مشکل تربیت وهدایت نسل جوان، کمبود برنامه نیست؛ جوان را تا کجا رشد دادهایم؟در طول نزدیک به پنج دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هزاران روحانی، معلم، مربی، پدر و مادر، مسجد، هیئت، مدرسه، دانشگاه، تشکل مردمی و مجموعه فرهنگی برای تربیت نسل جوان تلاش کردهاند. ثمره این تلاشها کم نیست. بسیاری از نیروهای مؤمن، جهادی، علمی، فرهنگی و اجتماعی امروز، محصول همین مجاهدتها هستند. پس وقتی از آسیبشناسی تربیت و هدایت جوانان سخن میگوییم، قرار نیست این تلاشهای ارزشمند را نفی کنیم یا همه تجربههای گذشته را ناکارآمد بدانیم. در واقع مسئله از همینجا آغاز میشود. اگر این همه سرمایه انسانی و تجربه ارزشمند وجود دارد، چرا هنوز نتوانستهایم یک مسیر پایدار و فراگیر برای تبدیل جوان از «مخاطب فرهنگی» به «کنشگر، میداندار و راهبر اجتماعی» ایجاد کنیم؟ شاید مشکل، کمبود برنامه نباشد شاید مشکل، منطق حاکم بر برنامهها باشد. از «چند برنامه برگزار کردیم؟» به «چند جوان رشد کردند؟» یک مسجد ممکن است در تابستان دهها برنامه برگزار کند. سخنرانی، اردو، مسابقه، جشن، مراسم، برنامه ورزشی و... گزارش عملکرد هم بسیار ارزشمند وجالب وگویای موفقیت به نظر برسد صدها نفر شرکت کردند؛ دهها جلسه برگزار شد. چندین اردو برگزار شد. هزاران محتوای فرهنگی تولید شد.اما یک سؤال مهمتر وجود دارد:بعد از پایان این برنامهها چه چیزی در جوان تغییر کرده است؟ آیا مسئولیتپذیرتر شده است ؟آیا قدرت تحلیل بیشتری پیدا کرده است ؟آیا کار گروهی را یاد گرفته است؟آیا میتواند یک مسئله واقعی را شناسایی و برای آن راهحل پیدا کند؟ آیا میتواند یک گروه را مدیریت کند؟ آیا میتواند جوان دیگری را رشد دهد؟