آنچه آنان را امیدوار میسازد، برجستهسازی اختلافات است. اختلافات عقیدتی و مذهبی گرچه یک وجه مهم از مقصود دشمن اسلام بشمار میرود و او به استفاده از آن بسیار دل بسته است؛ ولی به آن بسنده نخواهد کرد و تلاش دارد تا انواع تفاوتهای نژادی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، و جغرافیایی را به بهانههایی برای ا
و چگونه در این روزگار کسی میتواند چنین عملی را به جهل و غفلت خود نسبت دهد در حالیکه اینک طواغیت عالَم و در رأس آنان امریکای جنایکار نقابهای فریبنده و پوشالین را از چهرهی کریه اهداف استعماری و نقشههای استکباری و سلطهجویانهی خود کنار زده و دستکشهای مخملین فریبگر را در آورده و چنگال خونآلود خود را به همهی دنیا نشان دادهاند؟اکنون وقت آن است که مسلمانان به فکر فرو روند و حوادث را دقیقتر بنگرند. آیا اگر مسلمین یدِ واحدهای میبودند که مشت خود را با استحکام میفشرد، ملّت فلسطین اینگونه بیپناه، مورد ظلم و جنایت اشغالگران قرار میگرفت؟ و آیا اگر ملّتها و دولتهای ساکن در حاشیهی خلیج فارس اتّحاد خود را در زیر عَلَم اسلام برقرار میساختند، رجّالههای بیهویّت و فاسد جرأت پیدا میکردند تا از هزاران کیلومتر دورتر به سرزمینها و داراییهای ایشان طمع ورزند؟توصیهی مؤکّد و مکرّر اینجانب به حکّام کشورهای اسلامی خصوصاً کشورهای منطقه غرب آسیا و حاشیه خلیج فارس این است که دشمن واقعی خود را بشناسید و نقشهاش را دریافته، با آن مقابله نمایید. علاج مشکلات امّت اسلامی، اتّحاد کلمه، دوستی و تعاون در