آیا رماننویس میتواند از سایه بوکر بیرون بیاید؟
سایه سنگین مشهورترین جایزه ادبی جایزه بوکر زمانی قرار بود بهترین رمانها را کشف کند، اما منتقدی هندی میپرسد آیا این جایزه حالا آنقدر قدرتمند شده که نویسندگان پیش از نوشتن، سلیقه داوران را حدس بزنند؟ از «رمان بوکری» تا ادبیاتی که باید جهان را نجات دهد، مرز میان موفقیت ادبی و تسلیم شدن در برابر معیارهای روز کجاست؟ وقتی نویسنده به جای پرسیدن «چه چیزی میخواهم بنویسم؟» ناچار شود از خود بپرسد «داوران بوکر چه چیزی را خواهند پسندید؟» در این وضعیت، نویسنده دیگر فقط نویسنده نیست؛ کمی هم دلال سهام است. باید روندها را پیشبینی کند، بحرانهای آینده را حدس بزند و بفهمد پنج سال دیگر کدام مسئله اجتماعی یا سیاسی به موضوعی ادبی و قابل تقدیر تبدیل خواهد شد. امروز رنج انسان ممکن است در مرکز توجه باشد، فردا رنج حیوانات و پسفردا رودخانهها و تغییرات اقلیمی. نویسندهای که به این چرخه وابسته است، باید پیش از آنکه بحران به خبر تبدیل شود، آن را به رمان تبدیل کرده باشد. ادبیات قرار نیست همیشه جهان را نجات دهد. گاهی فقط قرار است جهان را به ما نشان دهد. روی معتقد است در فضای کنونی بوکر، لذت ادبی جای خود را تا