از استراتژی سهسطحی تا چهارسطحی فتحالله کلانتری
از استراتژی سه سطحی تا استراتژی چهار سطحی پس از جنگ جهانی دوم آمریکا وارد هر جنگی شد نتوانست پیروزی قاطع شود. تعیین شکست یا پیروزی در هر جنگی بر اساس میزان تحقق اهداف از پیش تعیین شده و یا اهداف اعلامی جنگ است. از جنگ های کره و ویتنام گرفته تا جنگ های آمریکا در سومالی، افغانستان، لیبی، سوریه، عراق و حتی دو جنگ اخیر علیه ایران یعنی جنگ تحمیلی دوم و سوم هیچ کدام به شکلی تمام نشدند که آمریکا به هدف تعیین شده اش (حد اقل هدف ظاهری اش که محقق کردن دمکراسی بود) برسد. علی رغم اینکه آمریکا دارای قدرت نظامی خوبی است و طبق شاخصهای ۷۲ دوگانه هر سال رتبه اول قدرت نظامی جهان را کسب نموده و از حیث عِده و عُده یعنی فناوری، سلاح و مهمات، تجهیزات و بخصوص بودجه دفاعی، ارتش آمریکا رتبه اول جهان را دارد اما پس از جنگ جهانی دوم وارد "چرخه جنگهای بدون دستاورد و بدون پیروزی شده" است. نقطه عطف آن جنگ تحمیلی دوم و سوم علیه ایران بوده است. در هر دوجنگ هدف اصلی آمریکا براندازی و تغییر نظام بوده است. بنابراین در جنگ تحمیلی سوم کماکان هدف اصلی آمریکا تغییر نکرده است اما استراتژی آن تغییر کرده است. آمریکا در جنگ تحمیلی سوم از طریق "استراتژی سه سطحی یا سه وجهی بحران، جنگ و مذاکره" بدنبال تغییر نظام بود اما پس از شش ماه با این استراتژی به هدف خود یعنی براندازی نظام نرسیده است. بنابراین آمریکا جنگ و مذاکره را صرفآ برای براندازی میخواهد و این سه ضلع مثلث در قالب استراتژی سه سطحی یعنی بحران، جنگ و مذاکره صرفآ ابزاری برای رسیدن به هدف اصلی یعنی تغییر نظام هستند.