از تخت شاهی تا تار و پود شعر؛
خسروپرویز در آینهٔ ادبیات فارسی؛ از حماسهٔ شاهنامه تا عاشقانهٔ نظامی خسروپرویز پادشاهی در تاریخ ساسانی یکی از پرمایهترین شخصیتهای ادبیات فارسی است. دو منظومهٔ بزرگ - شاهنامهٔ فردوسی و خسرو و شیرین نظامی گنجوی - او را به دو شکل کاملاً متفاوت روایت کردهاند: یکی شاهی گرفتار در جنگ و سیاست، دیگری عاشقی در مرکز مثلثی که فرهاد نیز در آن جای دارد. این گزارش به مناسبت زادروز خسروپرویز نوشته شده است؛ بهانهای برای یک بار دیگر نگریستن به مردی که تاریخ او را در قاب شکوه و انحطاط نشاند، و ادبیات او را در قاب عشق و حماسه جاودانه کرد شاهنامه بیشتر به جنگها و گریزها و فراز و نشیبهای زندگانی سیاسی خسرو و حوادث و احوال دربار او میپردازد. در این روایت، خسرو چهرهای است که در قاب رزم و تدبیر تصویر شده؛ همان شاهی که از پناهجویی در دربار بیزانس تا فتح اورشلیم و مصر رفت، اما سرانجام در گنجخانهٔ خود جان باخت. داستان عشق خسرو و شیرین در شاهنامه بسیار مختصر بیان میشود و عشق فرهاد کوهکن به شیرین تماماً به کناری گذاشته شده است. با این حال، داستان شیرویه با سرگذشت خسرو و خاصه با زندگانی شیرین ارتباط پید