از سقوط بُستان در مهر ۱۳۵۹ تا سربلندی ایران در جهان، در مهر ۱۴۰۵
صدام آمده بود که بماند!... توهم فتح تهران و جداکردن خوزستان از ایران و چسباندنش به عراق را در سر میپروراند. این توهم و خیالِ خوش اوایل هجوم نیروهایش به ایران، بزرگتر هم شد؛ آن روزها که پنجمین ارتش قدرتمند دنیا که ارتش ایران بود! پشت تصمیمات مسئولان منافقِ تهران دستوپایش بسته بود؛ آن روزها که تانکهای عراقی کیلومتر به کیلومتر در خاک ایران پیشروی میکردند و نه قوای نظامیِ کافی و نه فرماندهیِ درست و درمانی بود که جلودارش شود! شهرها باوجود مقاومتهای مردمی یکی یکی سقوط میکرد؛ از سومار و مهران و نفتشهر گرفته تا بستان و هویزه و خرمشهر... حالا ۴۵ سال از آن سالها گذشته؛ دشمنان متجاوز دوباره آفتابی شدهاند؛ اینبار اما بدون نقاب، هارتر و وحشتیتر... ایران هم همان ایران است، اما باغیرتتر و قدرتمندتر... ایرانی که ۴۵ سال زیر تهدید و تحریم، روی پا ایستادن را تمرین کرده است، حالا نه خیال کوتاه آمدن و تسلیم شدن دارد، نه مورد تعرض و تعدی قرار گرفتن... حالا ایرانِ پرقدرت پس از ۴۵ سال، به سطحی از اقتدار و عزت رسیده که زیر بار زور نرود و سیلی بر دهان متجاوزان و قاتلان شرور بزند. مشروح گزارش را اینجا