از غنینژاد تا سروش، عبدالکریمی و اردکانی در تحلیل عبدالجواد موسوی/ ابتذال، جای تفکر اصیل را میگیرد؟/ آسیبشناسی ساخت دوقطبیهای کاذب در عرصه عمومی
عبدالجواد موسوی: همانطور که میگویند روشنفکر واسطه بین فیلسوف و دانشجویان و قشر تحصیل کرده است، در واقع روزنامه هم واسطهای است بین مباحث جدی که در محافل خاص مطرح میشود و عموم مردم.من فکر میکنم در این کار خیلی زیادهروی شد و اینقدر زیادهروی شد که هر کس میخواست مطلبی بنویسد، یا کار روزنامهنگاری را شروع کند، فکر میکرد که حتما باید به آل احمد یا به فردید فحشی بدهد تا اثبات کند که مثلا من آدم حسابی و باسوادی هستم. من با این جمله که همه چیز تقصیر چپهاست همانقدر مشکل دارم که کسی بگوید همه چیز تقصیر راستهاست. من با این دو جمله به یک اندازه مشکل دارم و فکر میکنم که راه اندیشیدن و گفتوگو را میبندد. دو قطبیهایی که شریعتی ساخت، دوقطبیهای خطرناکی بود. ولی وقتی ما میخواهیم آدمها را نقد کنیم، اولا اینکه به دوره آنها اصلا نگاه نمیکنیم، به سن و سال آنها نگاه نمیکنیم. نوشتن و فکر کردن نوعی سیر و سلوک است. آلاحمد وقتی عزاداریهای نامشروع را که بعدا ترجمه شد و ما دیدیم که هیچی نبود، تکفیر شد و قرار شد او را بکشند. اگر آلاحمد در آن زمان کشته میشد، الان ما در تاریخ چه میخواندیم؟ خیلی