استعاره، اندیشهای که در زبان پنهان میشود؛
روایتی از نقشهی ذهن شاعران از منظر روانشناسی استعاره پیش از آنکه آرایه باشد، ابزار اندیشیدن است. نشست گروه روانشناسی دانشگاه تهران با همین فرض به سراغ شعر فارسی رفت و کوشید امضای شناختی شاعران را از دل تصاویر و طرحوارههای حرکتی بیرون بکشد. از فره ایزدی و عمودیت شاهنامه تا قطره باران سعدی، لمس و حس در «صدای پای آب» سپهری، دیو شب فروغ و قاصدک اخوان؛ این گزارش ادبی، روایت نقشی است که شعر بر ذهن خواننده میکشد ️پژوهش معرفیشده با گردآوری و دستهبندی هزاران تصویر استعاری و مسیرهای حرکتی شخصیتها، «امضای شناختی» شش شاعر فارسی را ترسیم میکند: عمودیت و فرهٔ ایزدی در شاهنامه، روایت موازی و هفتاقلیمی در هفتپیکر، هندسهٔ اخلاقی بالا و پایین در سعدی، عاملیت و لمس در سپهری، غلبهٔ عاطفه و عاملیت محدود در فروغ، و فرود و انتظار بیثمر در اخوان. نتیجه، داوری دربارهٔ برتری شاعران نیست؛ توصیف شیوههای متفاوت سازماندهی تجربه در زبان است و آشکار میکند که «الهام» نیز ساختاری دارد و میتوان آن را دید. ️آنچه از این مقایسهها بیرون میآید، بدون داوری دربارهی برتری شاعران، شیوههای متفاوت سازماندهی تج