انتشار نمایشنامهای از مسعود خیام؛
«ما لعبتکانیم و فلک...» روایتی از تکرار خطاهای تاریخ نمایشنامه «ما لعبتکانیم و فلک...» نوشته مسعود خیام، روایتی است که بدون بیان مستقیم، از خطا، خیانت، امید و تکرار تاریخ میگوید و تلاش میکند از مسیر اسطوره و تاریخ، پرسشهایی درباره انسان و جامعه امروز مطرح کند. نمایشنامه بهشکل مستقیم وارد مسائل اجتماعی و سیاسی نمیشود ولی تلاش میکند آنها را از طریق گفتوگوها مطرح کند. مخاطب با متنی روبهرو است که در ظاهر درباره گذشته و شخصیتهای اسطورهای است، اما در لایههای مختلف آن میتوان موضوعات و مشکلات امروز را نیز دید. ️نویسنده در این نمایشنامه به جای استفاده از واژه «روشنفکر» از کلمه «روشنگر» استفاده کرده است. واژه روشنفکر در سالهای اخیر معانی و برداشتهای مختلفی پیدا کرده و حتی گاهی به عنوان یک دشنام بهکار میرود. «روشنگر» در این نمایش کسی است که تلاش میکند چیزی را روشن کند، پرسشی ایجاد کند و مخاطب را به دیدن و فکر کردن وادارد. «سیاوش: اولاً کی گفته من روشنفکرم؟ با توجه به تعبیر امروزی ترجیح میدهم روشنگر نامیده شوم. ثانیاً من با این همه محدودیت به دنیایی آمدهام که میلیاردها میلیارد