اگر زندگی، شهیدانه زیستن است... محمد ایمانی
نامه ۵۳ نهج البلاغه، به عهدنامه مالک اشتر معروف است. امیر مومنان (ع) هنگامی که مالک اشتر نَخَعی را به امارت مصر گماشت، این نامه را نوشت. امام (ع) می دانست که پای مالک به مصر نمی رسد و در میانه راه به شهادت می رسد. با این وجود، سفارش های موکد و بلند بالایی نوشت درباره آداب حکومت و مدیریت در تراز اسلام. نامه پس از شرح و بسط این سفارش ها و مطالبات و امر و نهی های مندرج در آن، به فراز پایانی می رسد: "وَ اِیاک وَ الاْسْتِئْثارَ بِمَا النّاسُ فیهِ اُسْوَةٌ، وَ التَّغابِی عَمّا تُعْنی بِهِ مِمّا قَدْ وَضَحَ لِلْعُیونِ، فَاِنَّهُ مَأْخُوذٌ مِنْک لِغَیرِک، وَ عَمّا قَلیل تَنْکشِفُ عَنْک اَغْطِیةُ الاْمُورِ، ... اِمْلِک حَمِیةَ اَنْفِک، وَ سَوْرَةَ حَدِّک، وَسَطْوَةَ یدِک، وَ غَرْبَ لِسانِک... وَ لَنْ تَحْکمَ ذلِک مِنْ نَفْسِک حَتّی تُکثِرَ هُمُومَک بِذِکرِ الْمَعادِ اِلی رَبِّک... از اینکه چیزی را به خود اختصاص دهی در حالی که همه مردم در آن مساوی هستند بپرهیز، و از غفلت در آنچه که توجه تو به آن ضروری است و برای همگان معلوم است، برحذر باش، زیرا آنچه را به خود اختصاص داده ای از تو به نفع دیگران می گیرند، و در اندک زمانی پرده از روی کارهایت برداشته می شود... خشم و شدّت و غضب و سرکشی و قدرت و تیزی زبانت را در اختیار گیر... و هرگز حاکم و مسلط بر خود نخواهی شد تا اینکه بسیار به یاد بازگشت به خداوند بیفتی". نامه امیر مومنان (ع)، هم او که چند ده سال در انتظار و اشتیاق شهادت سوخت، به دعا ختم می شود؛ دعای شهادت و سعادت برای خودش و سرداری که سفر او، سفری بی بازگشت است: