اقتصادی
اگر میتوانستم، مجسمهای از طلا برای شهید صیاد شیرازی میساختم
جانباز دفاع مقدس هشت ساله گفت: صدای شلیک گلوله توپ را شنیدم و با تمام وجود احساس کردم که این گلوله برای من است. به خودم گفتم فریدون، حتی اگر در سوراخ موش هم پناه بگیری، این گلوله مال توست. شیرجه زدم و گلوله دقیقاً جلوی پای من خورد. ترکش از پشت به من اصابت کرد و تنها یک کلمه گفتم: «سوختم».