«ایبنا» ریتم و قدرت داستانگویی دو سریال اقتباسی را بررسی میکند؛
«بامداد خمار»، «موزه معصومیت» و دو روایت از هنر اقتباس سریال «بامداد خمار» در صحنههای زیادی نگران حذف کردن است و دلش نمیآید سرعت داستان را بالا ببرد در حالی که اقتباس موفق، از شجاعت حذف کردن شروع میشود. احتمالا سازندگان «بامداد خمار» جمله معروف «قتباس خوب، کتاب را لاغر میکند» را نشنیدهاند و برای همین سعی در پروار کردن قصه به شکلی اشتباه دارند اگر بخواهیم با منطق تعداد صفحات جلو برویم، رمان پاموک حتی از «بامداد خمار» هم ماده اولیه بیشتری برای کش دادن یک سریال دارد. رمان، داستان عشق وسواسگونه کمال و فسون را در سالهای طولانی دنبال میکند و در این بین به مسائل مختلفی مثل خانواده، اجتماع، جامعه استانبول، اشیا و چیزهای دیگر میپردازد. کتاب پاموک به معنای واقعی کلمه، پر از جزئیات است. حتی برخی منتقدان ادبی از طولانی بودن و تکرارهای آن نوشتهاند. اما سازندگان سریال برای اقتباس از کتاب یک تصمیم مهم گرفتهاند و به درستی گفتهاند قرار نیست همه آن جزئیات را با همان حجم به صفحه نمایش منتقل کنیم. موزه معصومیت» درسهای مهمی برای کارگردانان ایرانی دارد. سریال نه از عظمت رمان پاموک میترسد و نه