بازخوانی تبارشناختی علوم اجتماعی و جامعهشناسیسیاسی در ایران؛
علوم اجتماعی چگونه در ایران نهادینه شد؟ سید محمود کمالآرا نوشت: جامعهشناسی سیاسی در ایران را نه میتوان بعنوان یک دانشی وارداتی دانست و نه بعنوان دانشی بومی تلقی کرد بلکه باید آن را حاصل تعامل میان سنتهای نظری جهانی، نهادهای علمی داخلی و مسائل تاریخی جامعه ایران تلقی کرد. ️اگر تاریخ علوم اجتماعی ایران را از زاویه تحول پرسشهای آن دنبال کنیم، یکی از مهمترین تغییرات، عبور تدریجی از مطالعه نهادهای رسمی دولت به مطالعه رابطه متقابل دولت و جامعه بود. همانطور که پیشتر اشاره شد، در نخستین مراحل، سیاست اغلب از منظر قانون اساسی، ساخت اداری و سازمان رسمی حکومت مطالعه میشد اما با گسترش ادبیات جامعهشناسی سیاسی، پرسشهای تازهای درباره نقش طبقات اجتماعی، گروههای ذینفوذ، احزاب، نیروهای مذهبی، جنبشهای اجتماعی و شکافهای اجتماعی در شکلدهی به سیاست مطرح شد. ️ادبیات جامعهشناسی سیاسی ایران به تدریج چند مسئله اساسی همچون منابع قدرت دولت، استقلال یا وابستگی دولت به گروههای اجتماعی، نقش طبقات در تحولات سیاسی، چگونگی شکلگیری مشروعیت و نسبت میان دولت متمرکز و جامعه سازمانیافته را در مرکز توجه قر