بازخوانی تجربهی انسانی در آینه رمانهای فراموششده؛
«یک مشت ستاره»؛ سندی از زیستن میان ترس و امید رمان رفیق شامی، فراتر از یک روایت داستانی، گواهی بر بقای انسان در سختترین شرایط است. اثری که با عبور از مرزهای زبانی و ترجمه به بیش از سی زبان، اکنون با نسخهی فارسی، تجربهای جهانی از امید و رنج را به کتابخانهی مخاطبان ایرانی میآورد ️داستان در دمشق میگذرد؛ شهری که در این رمان نه یک کارتپستال شرقی، بلکه موجودی زنده، متناقض و چندچهره است. راوی، پسری نوجوان، دفترچهای مخفی دارد و در آن یادداشتهایی درباره خانواده، مدرسه، خیابان، دوستان، ترسها و رویاهایش مینویسد. همین دفترچه، که نوشتن در آن عملی خطرناک و ممنوع است، به قلب تپنده رمان بدل میشود. جهانِ «یک مشت ستاره» دنیایی است که در آن گفتن حقیقت میتواند بهای سنگینی داشته باشد. کودکی که هنوز معنای سیاست را به درستی نمیداند، به تدریج درمییابد چرا بزرگترها آرام حرف میزنند، چرا بعضی پرسشها نباید پرسیده شوند و چرا برخی آدمها ناگهان ناپدید میشوند. شامی استادانه این آگاهی تدریجی را تصویر میکند؛ بدون شعار، بدون خطابه و با تکیه بر جزئیات زندگی روزمره. ibna.ir/x6KCN