بازخوانی پیوندهای فکری و زبانی در شعر مدرن و سبک هندی؛
سهراب سپهری در پرتو بیدل دهلوی پرسش از قرابت شعر سهراب سپهری و بیدل دهلوی، از دهه ۶۰ تاکنون محور پژوهشهای متعددی بوده است. این نوشتار با عبور از دوگانه سادهی «تأثیرپذیری یا عدم تأثیر»، به بررسی وجوه مشترک این دو شاعر در مفاهیمی چون «حیرت» و «تجرید» میپردازد و با تکیه بر شواهد متنی و تحلیل بسامد واژگان، بیدل را چشماندازی برای فهم عمیقترِ جهانبینی و تصویرسازی سپهری معرفی میکند. ️مسئله این نیست که سپهری را پیرو بیدل معرفی کنیم یا در برابر آن، هرگونه قرابت میان این دو را انکار کنیم؛ مسئله، شناخت دقیقتر وجوهی از شعر سپهری است که در پرتو شعر و اندیشه بیدل امکان فهم روشنتری پیدا میکنند. به بیان دیگر، بیدل میتواند نه فقط موضوعی برای اثبات یک تاثیر تاریخی، بلکه یکی از چشماندازهای ممکن برای خوانش شعر سپهری باشد. ️توجه به بیدل در سپهریپژوهی به معنای نادیده گرفتن دیگر سرچشمههای فکری سپهری، از جمله مولانا، عرفان اسلامی یا فلسفه هند، نیست. برعکس، هرچه تصویر جامعتری از منابع فکری سپهری به دست دهیم، جایگاه بیدل نیز دقیقتر مشخص خواهد شد. ibna.ir/x6Kx4