بدن به مثابه ابزار دموکراسی در گفت وگو با سیده مهدیه قرشی؛
بدن بخشی از خودِ کنش سیاسی است به گفته مترجم: «مسأله اصلی، صرفاً حضور بدن نیست بلکه این است که چه بدنهایی امکان حضور پیدا میکنند، چگونه شنیده و دیده میشوند و آیا تفاوتهای آنها در فرایند سیاسی به رسمیت شناخته میشود یا نه.» کتاب پیش از هر چیز یک فرض رایج درباره دموکراسی را به چالش میکشد و آن این است که سیاست دموکراتیک را میتوان عمدتاً در قالب گفتوگو، استدلال عقلانی، تبادلنظر و تصمیمگیری آگاهانه میان شهروندان توضیح داد؛ گویی انسان سیاسی پیش از ورود به عرصه عمومی، میتواند از بدن، عواطف، تجربه زیسته و موقعیت اجتماعی خود جدا شود و صرفاً به عنوان یک سوژه عقلانی در فرایند دموکراتیک مشارکت کند. ماچین در فصل دوم کتابش، مشخصاً با ایده «تفکر بدون بدن» یا «تفکر انتزاعی» درگیر میشود. ️پرسش اساسی کتاب این نیست که چگونه بدن را وارد دموکراسی کنیم؟ بلکه پرسش عمیقتر این است که اگر از ابتدا دموکراسی را از منظر بدنهای واقعی و تجربههای بدنمند انسانها ببینیم، تصور ما از سیاست دموکراتیک چه تغییری خواهد کرد؟ ️جنسیت، هویت، تجربه زیسته، محدودیتها و حتی شیوه دیده شدن یک بدن در جامعه، بر امکان