براساس کتاب «آقای کتابدار» بازخوانی شد؛
ماجرای کتابخوان شدن کامران فانی از زبان خودش کامران فانی، در کتاب «آقای کتابدار» روایت کوتاهی دارد، از دوره کودکیاش؛ روزهایی که اولین گامهای جدی برای کتابخوان شدن را برداشت. آن دوران کتاب کودک به معنای امروزی مطلقاً وجود نداشت؛ بنابراین کتابهایی که کودکان میخواندند آثاری بود که بزرگهای عامی هم میخواندند. خانه ما نزدیک مسجد شاه قزوین بود و این مسجدی بود که در دوره فتحعلیشاه ساخته شده و از مساجد نسبتاً قدیمی شهراست. قزوین از این نظر مهم است که یکی از مهمترین مساجد به نام «جامع عتیق» در این شهر است که در دوره سلجوقی ساخته شده و بسیار نیز عظیم است. به هر حال در کنار این مسجد، کتاب میفروختند اولین کتابهایی را که میخواندم، از آنجا تهیه کردم. بیشترین چیزی که در خاطرم مانده «امیرارسلان نامدار» است. من این کتاب را کلاس دوم یا سوم دبستان خواندم. امروز که به گذشته نگاه میکنم فکر میکنم برای کودک کلاس سوم یا چهارم دبستان کتاب مشکلی است و نثر سختی دارد. ibna.ir/x6JNx