بسیج در تراز شرایط گام سوم انقلاب علیرضا معاف
هوالعلیم 20 نکته در خوانش راهبردی حکم انتصاب حجتالاسلام والمسلمین حسین طائب به ریاست سازمان بسیج مستضعفین علیرضا معاف 1- یک انتصابِ فراتر از جابهجایی مدیریتی در تحلیل احکام انتصاب مقامات عالی، معمولاً دو سطح باید از یکدیگر تفکیک شود: نخست، سطح «انتصاب» و معرفی فرد به یک مسئولیت؛ و دوم، سطح «ماموریت» و جهتگیریای که از طریق آن حکم برای یک سازمان ترسیم میشود. از این منظر، حکم انتصاب حجتالاسلام والمسلمین حسین طائب به ریاست سازمان بسیج مستضعفین را نمیتوان صرفاً یک تغییر مدیریتی در رأس یکی از مهمترین سازمانهای کشور تلقی کرد. اهمیت اصلی این حکم در مجموعهای از گزارههای بههمپیوسته نهفته است که در کنار یکدیگر، تصویری نسبتاً روشن از نگاه راهبردی به آینده بسیج ارائه میکنند. در این حکم، از «تعمیق و گسترش فرهنگ بسیج و مقاومت»، «هر ایرانی، یک بسیجی»، «تقویت شبکه اطلاعاتی مردمی»، «افزایش مهارتها و آموزشها»، «بصیرتافزایی»، «بهرهگیری از فناوریهای نوین»، «مقابله مردمپایه با تهدیدات دشمن»، «تعامل با نهادهای حاکمیتی و عمومی»، «گسترش گروههای جهادی و بسیج اقشار و محلات» و «محوریت مسجد» سخن گفته شده است. اگر این گزارهها را در کنار یکدیگر قرار دهیم، با یک مفهوم مرکزی مواجه میشویم: «بازسازی و ارتقای ظرفیت مردمی کشور برای مواجهه با تهدیدات پیچیده و چندلایه» از همین منظر، به نظر میرسد یکی از کلیدیترین عبارات حکم، جملهای است که در میان مجموعه مأموریتهای متعدد آن آمده است: «تقویت شبکهی اطلاعات مردمی» این عبارت، در کنار سابقه مدیریتی و اطلاعاتی حجتالاسلام والمسلمین حسین طائب، ظرفیت آن را دارد که به یکی از مهمترین کلیدواژههای فهم فلسفه این انتصاب تبدیل شود.