بلقیس سلیمانی در نوزدهمین «دیدار نویسندگان و خوانندگان» مطرح کرد؛
روایتهایی که جسد کودکان را به شاهد تبدیل میکنند بلقیس سلیمانی با تفکیک «بدن زنده» بهعنوان میدان امکانات از «بدن مرده» بهعنوان بستر معناسازی، میگوید ورود بدنها به حافظه جمعی مستلزم روایتسازی حول یک شخصیت محوری است و شبکه قدرت فوکویی در تولید این معنا نقش دارد. او چهار عامل ماندگاری جسد کودکان را تأثیر عاطفی، آسیبپذیری، بیآینده بودن و برانگیختن پرسش اخلاقی میداند و تأکید میکند این بدنها «قربانی»اند نه قهرمان و نه شهید، و اگر قرار است نقشی بگیرند، نقش «شاهد» است؛ گواهی بر تجاوز خارجی، جنگ نامتوازن و جهانی بیاخلاق. سلیمانی با تأکید بر اهمیت بدن کودکان در فرهنگهای مختلف، چهار ویژگی را در ماندگاری جسد کودکان در حافظهی جمعی مؤثر دانست. نخستین ویژگی، تأثیر عاطفی شدید این بدنها بر مخاطبان است. او گفت: «بدن کودکان همهجا، در همهی فرهنگها، فکر میکنم از ابتدای خلقت فرهنگ که معنادهی شروع میشود تا الان، خیلیخیلی اهمیت دارند. بدن کودکان مرده به چند دلیل اهمیت دارد. یک، تأثیر فوقالعاده عظیمی که یک بدن کودک میتواند بر مخاطبان و تماشاگرانش بگذارد؛ حتی از بدن قهرمانان اسطورهها و پ