بمب اتم؛ پارادوکس بازدارندگی
سجاد عابدی در #خبرآنلاین نوشت: در ادبیات کلاسیک روابط بینالملل، «تئوری بازدارندگی» (Deterrence Theory) بر این فرض استوار است که برخورداری از تسلیحات استراتژیک، از طریق ایجاد ترس از یک تلافی ویرانگر، مانع از حمله دشمن میشود. اما در دنیای واقعگرایانه و چندجانبه امروز، این فرمول برای کشوری مانند ایران که در کانون تنشهای منطقهای قرار دارد، لزوماً به معنای امنیت نیست. باید خاطر نشان کرد که در معادلات قدرت مدرن، امنیت از طریق تسلیحات هستهای برای ایران، یک «بازی با برد-باخت» (Zero-Sum Game) است که در آن احتمال باخت، بسیار فراتر از احتمال برد است. بمب اتم نمیتواند جایگزین «دیپلماسی هوشمندانه» و «قدرت نرم» شود. در حالی که بازدارندگی کلاسیک بر ترس استوار است، امنیت پایدار بر پایه «توازن منافع» و «پایداری اقتصادی» بنا میشود. ایران باید میان «جاهطلبی هستهای» و «بقای استراتژیک» تمایز قائل شود. تمرکز بر توسعه توانهای دفاعی غیرهستهای، تقویت اقتصاد مقاوم و مدیریت هوشمندانه روابط بینالملل، نه تنها از وقوع جنگ جلوگیری میکند، بلکه بستری برای رشد پایدار فراهم میآورد؛ در حالی که مسیر هستهای