به بهانه روز کوروش؛
از «شاه جهان» تا پدر ایران؛ کشف کوروش و بازآفرینی حافظه تاریخی ایرانیان کوروش دوم، بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی، در تاریخ جهان باستان شخصیتی استثنایی بود. او در فاصلهٔ سدهٔ ششم پیش از میلاد، از پادشاهی در انشان به فرمانروای شاهنشاهی پارس تبدیل شد که قلمروی آن از بخشهایی از آسیای مرکزی تا آناتولی و میانرودان امتداد داشت. پس از فتح بابل در سال ۵۳۹ پیش از میلاد، عنوانهایی چون «شاه جهان» در کتیبههای او ظاهر شدند؛ عنوانهایی که صرفاً بیانگر جاهطلبی شخصی یک پادشاه نبودند، بلکه به زبان سیاسیِ جهان باستان برای اعلام سلطه بر قلمرویی فراگیر تعلق داشتند. تز این جستار آن است که کوروشِ نمادینِ ایران معاصر، نه محصول تداوم پیوسته و بیوقفهٔ یک حافظهٔ ملی ازلی است و نه تماما برساخته ایدئولوژیک دوران جدبد ؛ او حاصلِ بازپیوند دادنِ گذشتهٔ باستانی با مسئلهٔ ملت و دولت در جهان جدید است. این بازپیوند نه به معنای جعلی بودنِ اهمیت تاریخی کوروش، بلکه به معنای تاریخی بودنِ صورت جدید اهمیت اوست. کوروش باستانی واقعیتی تاریخی است؛ اما اینکه چرا و چگونه او به نماد ایران، به نشانهٔ یک گذشتهٔ پرافتخار یا به زبان