بورخس؛ مردی که نابینا شد اما جهان را بهتر دید / چرا نابغه ادبیات نوبل نگرفت؟
خورخه لوئیس بورخس نویسنده، شاعر و متفکر بزرگ آرژانتینی که بدون آنکه هرگز رمانی بنویسد یا مدال نوبل ادبیات را بر گردن بیاویزد، جهان واژهها و داستاننویسی را برای همیشه دگرگون ساخت. بزرگترین شوک و در عین حال عجیبترین پارادوکس زندگی بورخس، مسئله نابینایی اوست. او یک بیماری ارثی در شبکیه چشم را از پدرش به ارث برده بود. از دهه سوم زندگی، بینایی او گامبهگام کاهش یافت و تا اواسط دهه ۱۹۵۰، یعنی در حدود پنجاهوشش سالگی، او تقریب بهطور کامل نابینا شد. «باغ راههای دورشته»،«کتابخانه بابل»، «پیر منار، نویسنده دون کیشوت»، «فونِس معجزهگر» از داستانهای معروف او هستند. او شیفته شرق و به ویژه ادبیات و عرفان ایرانی بود و از طریق ترجمههای انگلیسی با متون فارسی آشنا شد. او در داستانهایش بارها به افسانه سیمرغ و منطقالطیر عطار نیشابوری اشاره کرد؛ ایده یکی بودن جوینده و مجوی و حلول کل در جزء، مفهوم پایه بسیاری از داستانهای او مانند الف است. یکی از بزرگترین علائم سؤال در تاریخ ادبیات، نادیده گرفته شدن بورخس توسط آکادمی نوبل است. علت اصلی این امر کاملا سیاسی بود؛ چرا که در سال ۱۹۷۶ بورخس به شیلی