تاریخ بخوانیم | آدری هپبورن مهر ۱۳۴۶: در جنگ روزی دو بار با نان و شلغم پخته شکممان را سیر میکردیم
ما هرچه پیش بیاید میخوریم و هیچوقت هم غذا در بشقابهایمان زیاد نمیآید. در هلند موقع جنگ ما دستبند و گوشوارههایمان را برای چهار تا دانه سیبزمینی میفروختیم، نان روزانه ما درست ریخت آجر بود! روزی دو بار با نان و شلغم پخته شکممان را سیر میکردیم. کسی که در چنین شرایطی زندگی کرده باشد غذا برایش جنبه تقدس پیدا میکند. الان من هر غذایی را دوست دارم، به جز نان و شلغم پخته! بهداشت پوست به بهداشت و سلامت تمام بدن بستگی دارد. به هر حال من هر چند وقت یک بار پوستم را نزد دکتر مخصوصی کاملا تمیز میکنم. برای شستوشوی صورت فقط آب و صابون به کار میبرم. کلیه جزئیات بازیام را قبل از فیلمبرداری حفظ میکنم، در جریان فیلمبرداری هر قدر که تهیه فیلم طول بکشد نیز سعی میکنم تمام فکر و هوش و حواسم را وقف نقشی کنم که به عهده دارم، یعنی سه ماه، شش ماه با نقش خودم زندگی کنم. متن کامل این ترجمه را اینجا بخوانید: khabaronline.ir/xqvpD