تاریخ بخوانیم | جمشید آموزگار و معمای تکنوکراسی در بنبست سیاست
پنجم شهریورماه در تقویم تحولات تاریخ معاصر ایران، یادآور استعفا و انحلال دولت «جمشید آموزگار» در سال ۱۳۵۷ است؛ تکنوکراتی (فنسالاری) که با شعار «فضای باز سیاسی» و «ریاضت اقتصادی» به میدان آمد تا رژیم پهلوی را از گرداب بحرانهای درهمتنیده نجات دهد، اما تنها پس از حدود یک سال، در برابر موج خروشان اعتراضات مردمی و انقلاب اسلامی مجبور به کنارهگیری شد. آموزگار با نقش آفرینی خود در اوپک و جاری کردن درآمدهای ارزی به اقتصاد ایران شهرت فراوانی کسب کرد و محبوب شاه و دربار شد؛ اما پولهای کارتل بدون پشتوانه تولید در کشور جاری میشدند و درنتیجه اقتصاد ایران دچار بحرانی شدید شد که به بحران بیماری هلندی مشهور است. شاه، در جستوجوی راه نجاتی از این بنبست دوجانبه، در ۱۶ مرداد ۱۳۵۶، امیرعباس هویدا را پس از ۱۳ سال برکنار و جمشید آموزگار را به نخستوزیری منصوب کرد. انتخاب آموزگار به دلیل تحصیلات آمریکایی، روابط حسنهاش با تکنوکراتهای غربی، چهره بینالمللی موجه و تخصص اقتصادیاش صورت گرفت. در حالی که دولت آموزگار درگیر تبعات ریاضت اقتصادی بود، فضای سیاسی کشور به مرز انفجار رسید. وعده «فضای باز سیاسی»