ترکمانچای؛ نقدی بر کاربرد تاریخی «اضطرار» برای توجیه سازش فرزاد جهان بین
برخی در تبیین موضع خود در برابر فشار حداکثری آمریکا، به معاهده ترکمانچای (۱۸۲۸) ارجاع میدهند با این استدلال که «در آن زمان هم ایران در وضعیت اضطرار بود و ناچار شد سرزمین واگذار کند؛ امروز نیز باید واقعبین بود و امتیاز داد.» این قیاس، هم از نظر تاریخی و هم از نظر راهبردی، مخدوش و گمراهکننده است. در ادامه، سه تفاوت بنیادین میان آن «اضطرار» و «شرایط کنونی» را واکاوی میکنیم. ۱. *اضطرار ترکمانچای: فقدان کامل «قدرت تسلیم»* ترکمانچای در شرایطی امضا شد که: 🔷️ارتش روسیه تزاری تا زنجان و میانه پیشروی کرده و قزوین و تهران در معرض سقوط بودند؛ 🔷️ارتش ایران در چند نبرد پیاپی (گنجه، ایروان، تبریز) منهدم شده بود؛ 🔷️هیچ قدرت سوم مؤثری حاضر به میانجیگری یا حمایت نبود (فرانسه و انگلیس تنها وعدههای توخالی داده بودند)؛ 🔷️و مهمتر از همه: دولت مرکزی توانایی ادامه جنگ را نداشت. در چنین وضعیتی، «اضطرار» به معنای نبود هرگونه گزینه نظامی بود. امضای معاهده، انتخاب میان «فروپاشی کامل» و «واگذاری بخشی از سرزمین» بود — و هیچ اهرم واقعی برای چانهزنی وجود نداشت. ۲ *. بنبست کنونی: وجود «اهرمهای متقابل»* شرایط امروز ایران، هرچند دشوار، اما کیفیات کاملا متفاوتی دارد: شرایط امروز ایران، هرچند دشوار، اما کیفیات کاملا متفاوتی دارد. مقایسه زیر این تفاوت را روشن میکند: 🔷️وضعیت نظامی: در ترکمانچای، ارتش ایران منهدم شده و پایتخت در خطر سقوط بود. امروز، دو حمله بزرگ آمریکا و اسرائیل متوقف شده و به اهداف خود نرسیده است.