ترکیه و پاکستان در باتلاق نیابتی غرب مرتضی امیری
ورود نظامی ترکیه و پاکستان به حمایت از عربستان در جنگ علیه یمن، فراتر از یک تصمیم تاکتیکی، ابعاد راهبردی، هویتی و ژئوپلیتیکی عمیقی دارد. این اقدام میتواند زنجیرهای از واکنشهای منفی را در جهان اسلام و جبهه کشورهای ضدصهیونیستی فعال کند و هزینههای سنگینی برای آنکارا و اسلامآباد به همراه داشته باشد. اول، احتمال اعتراضات گسترده در کشورهای مسلمان و ضدصهیونیستی، یمن در سالهای اخیر در بخش مهمی از افکار عمومی جهان اسلام بهعنوان نماد مقاومت در برابر محور سعودی آمریکایی اسرائیلی تصویر شده است. حمله ترکیه و پاکستان به یمن، از سوی بسیاری از نخبگان و افکار عمومی کشورهای مسلمان بهعنوان حمله به یک کشور مسلمان ضداسرائیلی تفسیر خواهد شد.این موضوع میتواند به شکلگیری موج اعتراضات منجر شود: در کشورهایی مانند ایران، عراق، لبنان، سوریه، الجزایر، تونس و بخشی از اندونزی، مالزی و... تظاهرات مردمی و موضع گیری و بیانیههای رسمی علیه همسویی ترکیه و پاکستان با عربستان محتمل است. جنبشهای اسلامی و گروههای ضدصهیونیستی در این کشورها، این اقدام را خیانت به آرمان فلسطین و مقاومت تفسیر میکنند و فشار دیپلماتیک و رسانهای سنگینی وارد خواهند آورد. حتی در برخی کشورهای که روابط تیرهای با عربستان ندارند، این اقدام میتواند به انتقاد از ابزاری شدن ارتشهای مسلمان برای منافع ریاض منجر شود و جایگاه نرم ترکیه و پاکستان در جهان اسلام را تضعیف کند. این اعتراضات نهتنها جنبه مردمی خواهد داشت، بلکه میتواند به سطح روابط بیندولتی نیز کشیده شود و فضای دیپلماتیک دو کشور را در منطقه، سازمان کنفرانس اسلامی و دیگر مجامع اسلامی تحت فشار قرار دهد.