تسلیم یا تشدید مرتضی امیری
وضعیت کنونی پرونده ایران و ایالات متحده را باید در چارچوب محاسبات استراتژیک، نظریه بازدارندگی، سابقه تعهدات بینالمللی و واقعیتهای میدانی جنگ اخیر ارزیابی کرد. این بازبینی بر پایه سه محور اصلی استوار است: منطق شرطبندی پیشینی، فشارهای ساختاری اقتصاد انرژی ایالات متحده، و تغییر موازنه قدرت ناشی از مقاومت ایران. اول، منطق شرطبندی پیشینی و سابقه عدم پایبندی ایالات متحده پذیرش پیشنهاد ایران از سوی واشنگتن، مشروط به اجرای پیشینی و کامل درخواستهای تهران است. این شرط از منطق حقوقی امنیتی ناشی میشود و ریشه در تجربه تاریخی دارد. ایالات متحده در طول دهههای گذشته، بهویژه در قبال جمهوری اسلامی ایران، الگوی ثابتی از عدم پایبندی به تعهدات خود نشان داده است. خروج یکجانبه از برجام، فریب در مذاکرات، نقض تفاهمنامه اخیر، اعمال تحریمهای ثانویه فراتر از تعهدات چندجانبه، و استفاده ابزاری از سازوکارهای مالی بینالمللی، شواهد روشنی از این الگو هستند. در نظریه روابط بینالملل، چنین رفتاری بهعنوان تعهدات انتخابی شناخته میشود که اعتماد طرف مقابل را بهطور ساختاری تضعیف میکند. بنابراین، هرگونه توافق بدون تضمینهای ملموس و عملی، قابل راستیآزمایی و پیشینی، فاقد اعتبار استراتژیک خواهد بود و صرفاً تکرار چرخه بیاعتمادی را در پی دارد. ایران بر اساس اصل بازدارندگی متقابل و تجربه جنگ اخیر، حق دارد اجرای خواستههای خود را مقدم بر هر اقدام متقابل بداند.