تصور ایرانیانِ زرتشتیِ ساسانی از اهریمن و آغاز نبرد کیهانی؛
شر چگونه وارد جهان شد؟ داستان باستان - ۳ تاریخ کیهانی را میتوان فرایند حرکت از آمیختگی به جدایی و از کشمکش به پیروزی نهایی خیر دانست. انسان نیز در همین نقطه جایگاه تاریخی خود را مییابد، موجودی انتخابگر که با اندیشه، گفتار و کردار خویش در این نبرد کیهانی مشارکت میکند. در نتیجه ورود شر پایان آفرینش نیک نیست؛ آغاز تاریخ کیهانی است؛ تاریخی که از هجوم و آمیختگی آغاز میشود و در فرجام، با رفع شر، پیروزی خیر و نوسازی جهان بهسوی تحقق نظم نخستین حرکت میکند. اگر جهان آفریدهٔ اهورامزدا و برخوردار از نظم و خیر است چگونه شر توانست به آن وارد شود؟ این پرسش در ظاهر پرسشی دربارهٔ منشأ بدی و رنج است؛ اما در جهانبینی زرتشتی دامنهٔ آن بسیار فراتر از اخلاق فردی میرود. مسئلهٔ شر در بنیاد خود پرسشی دربارهٔ ساختار جهان، جایگاه انسان در آن و سرنوشت نهایی آفرینش است. اگر آفرینش اهورایی در اصل نیک و سامانیافته است حضور مرگ، بیماری، تباهی، دروغ و دیگر صورتهای شر چگونه قابلتوضیح است؟ آیا این عناصر از آغاز در ساختمان جهان وجود داشتهاند یا نیرویی بیگانه با آفرینش نیک آنها را به جهان وارد کرده است؟ این ی