تلاقی دو روایت از رنج و بیداری در ادبیات عراق و ایران؛
همسایههای دور و نزدیک؛ غائب طعمه فرمان و احمد محمود این یادداشت به بررسی شباهتهای ساختاری و روایتی میان رمان «درخت نخل و همسایهها» اثر غائب طعمه فرمان و رمان «همسایهها» اثر احمد محمود، در تلاشی برای بازخوانی تأثیرات متقابل و ریشههای رئالیستی در ادبیات منطقه در دهههای ۴۰ و ۵۰ شمسی میپردازد دربارهی کتاب «درخت نخل و همسایهها» که لقب «نقطهی عطفی» در رمان امروز عراق را گرفته است، مترجم کتاب گفته است: «این کتاب واجد همهی خصلتها و خصایص هنر رماننویسی و سرآغاز دورهی تازهای از حیات داستاننویسی در عراق است. ستایش ناقدان از این رمان چنان بود که آن را نخستین رمان عراقی، به معنی دقیق هنری و تام و تمام عبارت، شمردهاند.» (پیشگفتار مترجم، صفحهی ۵ تا ۱۰) نویسنده، غائب طعمه فرمان، که نظرهای جالبی دربارهی انعکاس صدای «تاریخ» در ادبیات دارد، در این رمان سرنوشت مجموعهای از انسانهای شوربخت را بر زمینه و در برههای از تاریخ کشورش، با رویکردی واقعگرایانه و به دور از تعصب و داوریهای شعارگونه تصویر کرده است. در رمان «همسایهها» با چیزهایی از این شرایط و انعکاس آنها در داستان روبهرو هستی