جعفر انصافاً ول کن!
چندماه پیش آقای پزشکیان در واکنش به تعریف تملقگونهای از آقای جعفر قائم پناه معاون اجرایی رئیس جمهور، به او گفت که جعفر ول کن! این جمله از آن پس به نوعی ژانر مواجهه و به تعبیر بهترش: «میم» سیاسی مواجهه با تملقها و حتی برخی دیگر از حرفهای پرت و پلا در سیاست هم تبدیل شد. حالا همین اقای قائم پناه حرف عجیب و غریب دیگری زده است که باید همان جمله اقای پزشکیان را به او یاداور شد؛ اما بیش از آن! جناب قائم پناه گفته است که اگر من تصمیم گیر بودم و میدانستم رهبرم را قرار است ترور کنند، غنی سازی را رها میکردم! (نقل به مضمون) این جمله پرت و پلا در سیاست، پاسخهای حلّی مشخص دارد؛ امّا فارغ از این پاسخها، میتوان به نحو ساده تری هم نشان داد که چقدر این سخن بیجاست! اگر منطق اقای قائم پناه حکمفرما میشد؛ قاعدتاً باید ایشان اینها را هم درباره تاریخ اسلام اضافه کند: اگر پیامبر میدانست قرار است حضرت حمزه(ع) که پیامبر به ایشان عشق میورزیدند در جنگ احد به شهادت برسند اصلاً تسلیم میشدند که کار به چنین سوگ بزرگی نرسد! یا اگر امام حسین(ع) میدانستند که بناست اهل بیت ایشان و یاران بی نظیر ایشان و حتی حضرت