جنگ رمضان و آزمون هویت مرتضی امیری
جنگ رمضان؛ آزمون آشکارسازی هویت سیاسی جنگ رمضان موجب شد برخی از افرادی که سالها در بالاترین سطوح مدیریتی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران مسئولیت داشتهاند، با مواضع خود، عمق تفکرات و جهتگیریهای سیاسیشان را آشکار سازند. این جنگ، فارغ از ابعاد نظامی، آزمونی برای شناخت نگرشهای واقعی برخی مدعیان سیاستورزی بود؛ فرصتی برای تشخیص اینکه چه کسانی در بزنگاههای تاریخی بر ظرفیتهای داخلی و اقتدار ملی تکیه میکنند و چه کسانی همچنان نگاه خود را به غرب دوختهاند. مواضع چهرههایی همچون محمدجواد ظریف، غلامحسین کرباسچی، حسن روحانی، مهدی کروبی و محمد خاتمی، از این منظر قابل بررسی است. این برونریزی سیاسی، فرصتی برای بازشناسی جریانهای غربگرا، غربهراس و کسانی است که در برابر قدرتهای خارجی، دچار محاسبات مبتنی بر خودباختگی میشوند؛ رویکردهایی که دیگر نمیتوان صرفاً با نمایشهای سیاسی گذشته از پاسخگویی درباره آنها گریخت. آقای کرباسچی و همفکران ایشان باید پاسخ دهند: چه کسی در میانه مذاکرات به ایران حمله کرد و زنان، مردان و کودکان ایرانی، رهبر و فرماندهان و عالیترین مقامات کشور را به شهادت رساند؟ چه طرفی تفاهمنامه را نقض کرد مطابق مفاد توافق، ترتیبات مشخصی برای مدیریت عبورومرور در تنگه هرمز تعیین شده بود، کدام طرف به تعهدات خود پایبند ماند؟ طرف مقابل برخلاف مفاد توافق از آبراه جنوبی تنگه هرمز برای عبور مخفیانه استفاده کرده، هشدارها و تماسهای مسئولان ایرانی را نادیده گرفته و ترتیبات مورد توافق برای مدیریت تردد این گذرگاه را زیر پا گذاشته است، مسئولیت چنین رفتاری متوجه چه کسی است؟ چگونه میتوان از ضرورت توافق سخن گفت، اما درباره نقض تعهدات و بیاعتنایی به هشدارهای رسمی سکوت کرد؟