جوان در تراز انسانشناسی اسلامی آیت الله عباس کعبی
نقد نظریههای رایج و ترسیم الگوی جوان رشدیافته موضوع تربیت اسلامی، رشد انسان ازاد، انتخاب گر، آگاه با هدف ودارای توان برای رسیدن به رشد وتعالی است. وقتی سخن از تربیت و راهبری نسل جوان به میان میآید، پیش از آنکه بپرسیم «چگونه جوان را تربیت کنیم؟» باید به یک پرسش بنیادیتر پاسخ دهیم: جوان را چگونه میبینیم؟هر نظام تربیتی، خواه ناخواه، بر یک تصویر از انسان بنا میشود. اگر جوان را فقط موجودی زیستی و روانشناختی بدانیم، هدف تربیت نیز به طور عمده، تأمین نیازها و تقویت تواناییهای فردی خواهد بود. اگر او را محصول محیط اجتماعی بدانیم، اصلاح محیط و شبکه روابط درمرکز توجه قرار میگیرد. اما اگر انسان را موجودی دارای فطرت، عقل، اراده، کرامت، مسئولیت و غایت الهی بدانیم، تربیت معنای گستردهتری پیدا میکند. از همینجا تفاوت انسانشناسی اسلامی با بسیاری از رویکردهای رایج علوم انسانی آشکار میشود. جوان در نگاه اسلام، فرصت بزرگ شدن قرآن کریم در داستان اصحاب کهف، جوانان مؤمن را با تعبیر «فِتْیَة» معرفی میکند: «إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى»«آنان جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم.»(کهف: ۱۳) در این نگاه، جوان تنها فردی در یک مقطع سنی نیست؛ بلکه انسانی برخوردار از ظرفیت ایمان، انتخاب، رشد، مقاومت و اثرگذاری است. قرآن در این آیه، میان ایمان و رشد نیز پیوند برقرار میکند: آنان ایمان آوردند و بر هدایتشان افزوده شد. بنابراین جوان در منطق اسلامی، موجودی منفعل و فقط نیازمند مراقبت نیست؛ بلکه استعداد رشد و تبدیل شدن به کنشگری اثرگذار را درخود دارد.