حاشیهسازی به جای انجام مسئولیت سارا هوشمندی
سخنان معاون رئیسجمهور مبنی بر اینکه اگر میدانست آمریکا رهبر حکیم انقلاب اسلامی را به شهادت میرساند و توان آن را داشت که غنیسازی را متوقف کند، این کار را انجام میداد، مباحث فراوانی را در پی داشت. اصل این صحبتها نه سخن یک مقام دولت بلکه حرف دل بسیاری از وابستگان به جناح خاص تجدیدنظرطلب تسلیمخواه است که بر زبان این شخص رانده شده. ۱/ یکی از دلایل سادهانگاری روابط همیشه پرتنش ایران - آمریکا در نیمقرن اخیر در میان برخی افراد، تحلیلهای رایج ۲۳ سال اخیر درباره یک موضوع است: «مسأله هستهای». این در حالی است که پرونده هستهای تنها یکی از موضوعات اختلافات ۲ کشور است. قبل از این مساله، به وفور بهانههای مختلف از سوی سردمداران رژیم حاکم بر آمریکا مطرح میشد که مهمترینش نیز حقوق بشر بود. در واقع کشوری که در تاریخ ۲۵۰ ساله دولتداری، هر جنایتی که بتوان تصور کرد را مرتکب شده؛ از قتل عام بومیان آمریکا که آن کشور اصلا برای آنها بود، نه مهاجران اروپایی گرفته تا ترور و جنگهای پرشمار و جنایات سازمانیافته و از انداختن بمب اتم و خاکستر کردن ۲۰۰ هزار غیرنظامی ژاپنی تا انواع کودتا در دنیا و حتی ایران خودمان، در سیاهه یانکیهای جانی وجود دارد. ۲/ درباره خیانتها و جنایتهای آمریکا در ایران، خوب است جناب معاون کمی تاریخ بخواند یا لااقل رفتار قلدرمآبانه آن کشور در همین یک دهه اخیر را به یاد آورد. این آمریکا بود که ۷۳ سال پیش در ایران کودتا کرد و دولتی قانونی را سرنگون کرد، این آمریکا بود که در لانه جاسوسی در حال برنامهریزی برای انجام کودتایی سهمگینتر از ۲۸ مرداد ۳۲ برای براندازی نظام نوپای اسلامی بود، این آمریکا بود که به محمدرضا، شاه جنایتکار ایران پناه داد، آمریکا به نیت انجام کودتا و