حلما؛ خاطرهبازی با پدر شهیدش در صفحات کتاب
خاطرات شهید میثم برای حلما آنقدر پیچیده و دستنیافتنی نیست که خودش را از پدرش دور ببیند. یعنی حلما هر وقت اراده کند، پدرش را از قالب خاطرات بیرون میآورد، لباس تنش میکند و با او بیرون میرود؛ با او به سوریه میرود یا خاطرات نامزدبازی پدر و مادرش را میخواند ️حلما یکی از مصادیق فرزندان شهداست. خانوادههای شهدای زیادی، چه شهدای مدافع حرم و چه شهدای مدافع امنیت، هستند که پدر خانواده به شهادت رسیده و فرزند هنوز به دنیا نیامده است. حلما هم یکی از این مصادیق است. پدر و مادر خودش را الگو قرار میدهد و به آنها افتخار میکند. با نان حلال پرورش پیدا کرده و بزرگ شده است. در مورد زندگی شهید میثم، قسمتی از زندگی ایشان بود که به قول خودمان، ناگفته مانده بود و خیلی از دوستان شهید از آن قسمت خاطرات طفره میرفتند و آن را بیان نمیکردند. این بخش مربوط به خاطرات شخصی شهید نبود، بلکه قسمتی از خاطرات نظامی ایشان بود که زیاد به آن بها نمیدادند؛ یعنی نمیخواستند سراغش بروند. ️حلما خیلی راحت دست پدرش را میگیرد، او را از دل خاطرات بیرون میآورد و با همدیگر به موتورسواری میروند، مثلاً با هم تکچرخ میزنند