حیاتِ عزتمندانه؛ نه با بوسه بر پنجه گرگ! مهدی فضائلی
بسیار پیش میآید، بهویژه در لحظات حساسِ ایستادگی و تابآوری، گروهی برمیخیزند و با تندی و غلو، شعار «مردم میخواهند زندگی کنند» را سر میدهند. برخی رسانهها نیز با اشتیاقی کاذب، این شعار را به تیتر اول میکشانند و چنان وانمود میکنند که گویی کشفی تازه یا تحفهای بیبدیل برای ملت عرضه کردهاند؛ در حالی که غافل از این حقیقتاند که این سخن، در واقع تکرارِ یک اصلِ بدیهی است: «ما نیز خواهان زندگی هستیم.» آموزههای اسلام ناب، بر تلاش برای تأمین «نیازهای دنیوی و اخروی» تأکید دارد و انقلاب اسلامی نیز بر همین پایه استوار گشته تا نیازهای مادی و معنوی آحاد مردم را تأمین کند. در دعاهای مأثور، همواره از طلبِ «حوائج الدنیا والآخره» و «رزق واسع» سخن به میان آمده است. یک مسلمانِ مقید که در فرهنگ قرآنی تربیت یافته، در کنار طلبِ معنویت و رستگاری، رفع نیازهای مادی خویش را نیز از پروردگار طلب میکند. در این میان، وقتی امام شهید (ره) بر مفهوم «ایران قوی» تأکید میورزیدند، مقصود تنها اقتدار نظامی نبود؛ بلکه ایرانِ قوی، کشوری است که در عرصههای اقتصاد، بهداشت، درمان، ورزش، فرهنگ، هنر، علم، فناوری و… به اوج تعالی رسیده باشد؛ کشوری که در آن مردم در رفاه و پیشرفت روزافزون باشند. باید به فرازهای بیانیهی «گام دوم انقلاب» که توسط ایشان صادر شد، با دقت نگریست: «اقتصاد، نقطهای کلیدی و تعیینکننده است. اقتصادِ مقتدر، عاملِ اصلیِ عزت، استقلال و نفوذناپذیری کشور است، و اقتصادِ ضعیف، همان نقطهی ضعف و زمینهساز نفوذ و سلطهی دشمنان. فقر و غنا، هم بر مادیات و هم بر معنویات انسان اثر میگذارد. اگرچه اقتصاد بهخودیخود هدف نهایی جامعهی