خمسه «ایران به روایت ایران»؛ تأملی دیگر درباره «روزنامهنگاری ملی و حقیقتنگاری ایرانی»
ابوالفضل فاتح و حسین انتظامی در #خبرآنلاین نوشتند: پیشتر در یادداشت با عنوان «روزنامهنگاری ملی؛ درآمدی بر حقیقتنگاری ایرانی»، این پرسش مطرح شد که آیا روزنامهنگاری، در کنار اصول و استانداردهای جهانشمول خود، میتواند واجد هویتی برآمده از تاریخ، فرهنگ، زبان، تجربه زیسته و افق تمدنی یک ملت نیز باشد و یا از آن تاثیر بپذیرد؟ آیا میتوان همانگونه که از معماری ایرانی، موسیقی ایرانی، سینمای ایرانی، نقاشی ایرانی و فرش ایرانی سخن میگوییم، از «روزنامهنگاری ایرانی»، یا «فرهنگ روزنامه نگاری ایرانی» نیز سخن بگوییم؟ صورت و زیبایی شناسی؛ ساختار بصری نخست آن که دوران مدرن رسانه در ایران در خلاء آغاز نشده، بلکه در تعامل با یک ذخیره ارتباطی، نوشتاری و بصری پیشین صورتبندی شده است. چنان که می دانیم جامعه ایران پیش از «کاغذ اخبار»، واجد سنت ارتباطی و نوشتاری ویژه ی خود بوده است. ایرانیان قرنها پیش از ظهور «کاغذ اخبار»، از صورتها وشیوه های گوناگون ثبت، انتقال و انتشار پیام بهره میبردند؛ از کتیبهها و سنگنبشتههای هخامنشی تا نظام چاپار و کبوتر نامهبر؛ و در حوزه عمومی از جارچی، منبر و بازار و قهوه