خوانشی از ساختار، زبان و تصویر در کتاب «تشییع خورشید»؛
از مرثیه تا حافظه «تشییع خورشید» از بدرقه سخن میگوید، اما در بنیاد خود با مسئلۀ ماندن روبهروست: ماندن یک نام در زبان، یک خاطره در ذهن و یک تجربه در حافظه جمعی. شعر نمیتواند فقدان را جبران کند و قرار نیست تاریخ را بهتنهایی بنویسد. میتواند اما نشان دهد فقدان چگونه در زبان رسوب میکند، چگونه از تصویر به خاطره راه مییابد و چگونه برای بازماندگان پرسشی از مسئولیت و ادامۀ راه باقی میگذارد ساختار کتاب بر پایۀ قالبهای شعری شکل گرفته است: از غزل و قصیده تا دوبیتی پیوسته، مثنوی، ترجیعبند، رباعی، ترانه، مداحی و شعر سپید؛ سپس بخش بینالملل میآید که شعرهایی به عربی، انگلیسی، اردو و ترکی آذربایجانی را دربرمیگیرد. این نظم، به خواننده امکان میدهد تفاوت قالبها را در یک موضوع مشترک دنبال کند؛ ببیند غزل چگونه سوگ را به صدای فردی نزدیک میکند، مثنوی چگونه ظرفیت روایت و شرح مییابد و شعر سپید چگونه از شکست سطر و مکث برای ساختن حس ناتمامی بهره میگیرد. ️در این کتاب، پیوند با کربلا، عاشورا، اربعین و چهرههای مذهبی، یکی از مهمترین لایههای بینامتنی را شکل میدهد. این ارجاعات، رخداد معاصر را درون