داستانهای ترسناک؛ تمرین مواجهه با ترس یا تولید اضطراب؟
آیا داستانهای ترسناک برای کودکان مفیدند؟ محمدمهدی سیدناصری، حقوقدان و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان، در یادداشتی با بررسی جایگاه داستانهای ترسناک در ادبیات کودک، از تأثیر این روایتها بر شکلگیری توانایی کودکان برای شناخت و مواجهه با ترس نوشته است. کودک در داستان ترسناک با چیزی مواجه میشود که در جهان واقعی ممکن است از آن گریزان باشد، اما این بار در محیطی امن و قابل کنترل. او میداند که هیولا در کتاب است، خطر واقعی نیست و میتواند کتاب را ببندد، به والد خود نزدیک شود یا درباره آنچه خوانده است گفتوگو کند. همین فاصله میان «احساس ترس» و «وجود خطر واقعی» اهمیت تربیتی داستان ترسناک را شکل میدهد. مشکل از جایی آغاز میشود که بزرگسالان تصور میکنند هرچه کودک از ترس بیشتر عبور کند، قویتر میشود. این تصور میتواند خطرناک باشد. مواجهه مفید با ترس باید تدریجی، قابل مدیریت و متناسب با ظرفیت کودک باشد. قرار دادن کودک در معرض ترس شدید، به امید اینکه «عادت کند»، لزوماً تابآوری ایجاد نمیکند؛ گاهی دقیقاً برعکس، میتواند احساس ناامنی را تقویت کند. حق کودک بر سلامت روان با حق او بر دسترسی به ادبیات