در آستانه هشتم شهریور؛ سالروز انفجار دفتر نخستوزیری؛
«ترور در تهران» میخواهد بخشی از حافظه تاریخی را پس بگیرد بعضی تاریخها را نباید فقط حفظ کرد، باید همیشه در سینه نگهشان داشت و «ترور در تهران» دقیقا از همین کتابهاست؛ کتابی که تاریخ را از لابهلای آرشیو بیرون میکشد، خاکش را میتکاند و میگذاردش درست روبهروی چشم ما. تا این بار، وقتی میگوییم «هشتم شهریور»، فقط یک تاریخ نگوییم. محمد گرشاسبی، «ترور در تهران» را نوشته تا ترورهای سیاسی و امنیتی و مسیری که به شکلگیری و دگردیسی سازمان مجاهدین خلق و حوادث تروریستی بعد از انقلاب رسید را دوباره نشانمان بدهد. اما کتاب به جای آنکه فقط روایت نویسنده را جلو چشم خواننده بگذارد، از تصویر، اسناد و بریدههای مطبوعاتی هم به عنوان بخشی از روایت استفاده میکند و همینجاست که کتاب برای من جذاب میشود. چون تاریخ، وقتی فقط با جمله تعریف شود، گاهی زیادی دور و ناملموس به نظر میرسد اما یک روزنامه قدیمی را که میبینی، با همان فونت درشت و تیترهای هیجانزده و عکسهای سیاهوسفید، ناگهان میفهمی آدمهایی که اسمشان را در کتابهای تاریخ خواندهای، یک روز صبح واقعا روزنامه را ورق زدهاند. واقعا جلسه داشتهاند. وا