دو روایت از شرقشناسی؛
ادوارد سعید و رضوان السید دربارهی شرقشناسی جدید چه میگویند؟ مقالهی «شرقشناسی میان ادوارد سعید و رضوان السید» نوشتهی عمر الرداد، با واکاوی دو مکتب فکری برجسته در جهان عرب، چگونگی دگرگونی شرقشناسی کلاسیک را از یک گفتمان استعماری و متنی به یک «ابزار امنیتی-اطلاعاتی» و رسانهای در جهان معاصر به تصویر میکشد. یکی از مفاهیم کلیدی که الرداد از خلال خوانش رضوان السید مطرح میکند، هشدار نسبت به شکلگیری «شرقشناسی معکوس» (الاستشراق المعکوس) در جهان عرب و اسلام است. از این منظر، السید معتقد است که برخی از جریانهای فکری و سیاسی جهان اسلام، بدون آگاهی، همان ساختار ذهنی و روششناختی شرقشناسی غربی را بازتولید کردهاند. در این میان، جریانهای رادیکال اسلامی با اتکا به اصالت مطلق متن کهن و انجماد روششناختی، جوامع زنده را نادیده میگیرند و جریانهای سکولار نیز با استناد به همان متون، به محکومیت مطلق تراث پرداخته و از آن میگریزند. السید استدلال میکند که رفتارهای خشونتآمیز مادی و نمادین جریانهای تندرو، در واقع «ماده خام فاخر» را برای کارشناسان امنیتی غرب فراهم کرده تا تصویر اسلامهراسانه را