راز آفرینش در عصر هوش مصنوعی؛
چرا الگوریتمها هرگز شاعر نمیشوند؟ شعر حاصل چیدمان واژهها نیست؛ عصاره رنج زیسته است. هوش مصنوعی شاید تمام واژگان جهان را در مشت داشته باشد، اما چون بدنی برای چشیدن طعم هراس، فقدان و شکست ندارد، دستش از جوهر واقعی هنر کوتاه میماند هوش مصنوعی شاید هرگز شعری اصیل نسازد؛ زیرا شعر نه از دل زبان، که از عمق تجربه زاده میشود. تجربه انسانی یعنی تصادم مداوم میان آرزوها و سنگلاخ واقعیت؛ یعنی نقض پیشبینیها و آوار شدن نقشهها. ما به این تجربه «رنج» میگوییم. رنج، بهای سنگین آگاهی و توانایی ما برای عشق ورزیدن و تاب آوردنِ فقدان است. رنج پدیدهای کاملاً زیستی و متکی به تن است؛ از ترشح هراس در غدد تا انقباض حسرت در رشتههای عصبی. یک شبهآگاهی بیجسم و مکانیکی اساساً قادر به درک این تجربه و کیمیاگری با آن نیست؛ تبدیلی که ما آن را «هنر» مینامیم. ماشین از شکست معاف است، چون فراتر از کدهای دستوریاش چیزی را نمیشناسد. ما مینویسیم تا برای بهتِ زنده بودن زبانی پیدا کنیم. ibna.ir/x6JMD