همه اخبار
رشادت خورشید درخشان قلههای حاجعمران در عملیات کربلای ۲
وقتی خوب دقت کردم، دیدم خون از بینیاش میزند بیرون... ترکش به پشت سرش خورده بود. زود متوجه شدم ترکش دیگری روی شقیقه راستش خورده است؛ درست همانجایی که دو سه ماه پیش هم در تک حاج عمران ترکش خورده بود. چیزی نگذشت که تمام پیراهن نظامیاش غرق خون شد و نفسهای آخرش را کشید.» او در همان نقطهای شهید شد که بارها در شناساییهای تنهاییاش آنجا قدم زده بود.