رنگهایی که بر تنِ خاک نشست؛ گفتگویی با مریم نصیری، نقاش آبانبارها
در گوشه و کنار روستاهای استان فارس، جایی که بوی خاک و اصالت با نسیم میپیچد، گاهی اتفاقاتی میافتد که نگاه ما را به محیط اطرافمان تغییر میدهد. در روستای «فیشور» شهرستان اوز، دیگر آبانبارها تنها سازههایی خنک برای ذخیره آب نیستند؛ آنها حالا تبدیل به بومهای بزرگی شدهاند که قصههایی از قدرت، لطافت و هنر را روایت میکنند. پشت این تغییر بصری، دستان هنرمند دختری است که با تکیه بر تجربه و عشق، جسارت کرد تا رنگها را بر تنِ خاک بنشاند. مریم نصیری، فارغالتحصیل گرافیک که مسیرش را نه در سالنهای بسته دانشگاه، بلکه در کوچهپسکوچههای زادگاهش پیدا کرد، حالا با آثارش (مانند نقاشی نمادین یوزپلنگ) نشان داده است که هنر وقتی با دغدغه شخصی و عشق به محیط گره بخورد، میتواند هویت یک منطقه را بازتعریف کند. در این گفتگو، از اولین جرقه ایده تا خلق اثر «ستیز» و رویای زیباسازی روستاهای فارس با او سخن میگوییم.