روایت جای تجربه مردم را نمیگیرد
عباس رضایی ثمرین، روزنامه نگار در #خبرآنلاین نوشت: در سیاست ایران، هر شکستی معمولا دیر یا زود به یک «مسئله ارتباطی» ترجمه میشود و اگر اجزای حکمرانی، آنگونه که کارگزاران انتظار دارند دیده نشود، معمولا افزایش مصاحبه، تولیدمحتوا یا کمپینهای رسانهای تجویز میشود. این تشخیص البته همیشه نادرست نیست. تصمیمی که توضیح داده نشود، ممکن است در افکار عمومی معنایی کاملاً متفاوت پیدا کند. در چنین وضعی، «مدیریت تصویر» معمولا به این معناست که واقعیت دستنخورده بماند اما برداشت عمومی اصلاح شود. تصویر البته مهم است. هیچ سازمانی مالک تصویری نیست که از خود در ذهن دیگران دارد. تصویر در برخورد میان ادعای سازمان و تجربه مخاطب شکل میگیرد. شهرت نیز حاصل انباشت همین تجربهها در حافظه عمومی است. در صورتبندی کلاسیک هویت سازمانی، سه مولفه «آنچه برای سازمان مهم است»، «آنچه را از دیگران متمایز میکند» و «آنچه در طول زمان استمرار دارد» مهم است. بسیاری از صفتهایی که مدیران در اسناد، سخنرانیها و کمپینها به مجموعه خود نسبت میدهند، لزوماً بخشی از هویت آن نیستند. عدالت، شفافیت، نوآوری، گفتوگو یا مردممداری زمانی