حوادث
روایت دانشآموز بازمانده از حمله موشکی به مدرسه «شجره طیبه» میناب
علیرضا پارسافر دانشآموز مدرسه «شجره طیبه» میناب در گفتگو با خبرنگار تسنیم در روایت لحظه بمباران این مدرسه گفت: روز حادثه من مدرسه بودم. ما چند نفر هستیم؛ بعضی وقتها بابای من یا بابای دوستم به دنبالمان میآمد. آن روز بابای یکی از دوستانم دنبالمان آمد. ما را صدا زدند و من رفتم دمِ درِ مدرسه. همان لحظه اولین موشک را زدند. موج انفجار هفت هشت متر من را پرت کرد. آوار بزرگی روی پای چپم افتاده بود. بابای دوستم آوار را از روی پایم برداشت و گفت: «تو همینجا باش، من برمیگردم.» رفت دنبال بچههای خودش، ولی هر دو تا بچهاش شهید شدند.کمی بعد پدر خودم آمد و من را برد بیمارستان.