روایت قصه فداکاری پنهان زیر چتر همدلی ملی
امدادگری از فعالیت خود در یکی از نقاط دورافتاده و محروم دنیا روایت میکرد: «برای زنده نگهداشتن دختر خردسال باید فوری به او خون تزریق میشد و برادر کوچکترش تنها کسی بود که میتوانست به او خون بدهد. وقتی از او پرسیدم، گفت با این کار خواهرم زنده میماند؟ گفتم بله و بدون معطلی پذیرفت. وقتی روی تخت کناری خواهرش خوابید تا از او خون بگیریم آرام در گوشم گفت من بهشت میروم؟ خشکم زد و اشک از چشمانم جاری شد. پسربچه فکر میکرد با اهدای خون میمیرد و بااینحال حاضر به انجامش شده بود ....» گذشته از اینکه این روایت چقدر واقعی باشد، اما نشاندهنده اوج فداکاری اهداکنندگان خون است. ازخودگذشتگیهایی دراماتیک که گاه تشخیص واقعی بودن آن دشوار میشود. با این نگاه یک برنامه تلویزیونی سعی دارد ماجراهای اهداکنندگان خون را در قالبی متفاوت پیش روی بینندگان تلویزیون قرار دهد.