جنگ
روایت یک پرستار شیرازی از ۴۰ روز جنگ؛ وقتی ترس بود و پرستاران ماندند
بعضیها در روزهای جنگ، چشم به آسمان میدوزند؛ بعضیها نگران صدای تلفن و خبری هستند که شاید از راه برسد و بعضیها میان این همه اضطراب، راهی بیمارستان میشوند؛ با دلی نگران برای خانواده، با ترس از اتفاقی که هنوز نیفتاده و با مسئولیتی که نمیتوان آن را پشت در خانه گذاشت.