روایتی از زیستِ بختیار شفیعی؛
شفیعی کدکنی و جمع منطق علمی و شوریدگی ️ارزش کار بزرگ دکتر شفیعی کدکنی دقیقاً در جمع دو ساحت بهظاهر متضاد نهفته است. جمع کردن میان منطق خنثی و سرد علمی با شور و شعور شیداییِ شعر، کاری بس سنگین و نایاب است که او به زیباترین شکل ممکن از عهده آن برآمده است ️او همان استادی است که در پژوهشهای خود با دقت و وسواس یک محقق تراز اول به تحلیل ساختاری ادبیات میپردازد، و در عین حال، با شیدایی تمام سرودههایی ماندگار میآفریند که عواطف والای انسانی را برمیانگیزد؛ سرودههایی که هم زمزمه عاشقانه «ای مهربانتر از برگ در بوسههای باران» را در خود دارد و هم عهد ماندگارِ «گفتی به روزگاران مهری نشسته بر دل / گفتم بیرون نمیتوان کرد حتی به روزگاران» را طنینانداز میکند. این آمیختگی سنجیده میان منطق پژوهش و شور شعر، به آثار و اهتمام علمی او جذابیت و نفوذی دوچندان بخشیده است. ️میراث مکتوب استاد که حاصل بیش از هفتاد و پنج سال قلمزدنِ مستمر است (از نخستین اشعار و مقالاتش در سنین دوازده-چهارده سالگی در روزنامه خراسان تا مجلات و کتابهای امروز)، پهنهای حیرتانگیز را در بر میگیرد. ️در منظومه فکری استاد، نسب