روایتی خودمانی از ۱۰ شگفتی برنده نوبل ادبیات:
چرا باید شیفته آن کارسون بود؟ تصور کنید در اتوبوسی میان کولاک و برف سنگین حومه آمریکا گرفتار شدهاید؛ ۱۰ ساعت تمام و در میان سپیدی مطلق، تنها یک چیز میتواند گذر زمان را از یادتان ببرد: جادوی واژههای زنی که مرزهای ادبیات و کتاب را زیر و رو کرده است. این تجربه ادوار لویی، نویسنده برجسته فرانسوی، از نخستین مواجهه با آن کارسون است؛ دیداری که سرآغاز ستایش بیپایان او از این نابغه ادبی شد. ️بزرگترین قدرت کارسون این است که بر خلاف خیلی از نویسندههای امروز، تلاش نمیکند «ژست ادبیات» بگیرد؛ او فقط مینویسد. در آثار او گاهی ابرها حرف میزنند و گاهی هیولاها؛ وسط یک مجموعه شعر ناگهان کاترین دونو خیالی راوی قصه میشود. او به خوابِ خودش نامه مینویسد یا یادداشتهای خطخطیشده روی دستش را چاپ میکند. کارسون همانقدر که از هومر و برشت مینویسد، از رزالیا و مریلین مونرو هم حرف میزند. ️کارسون از تعارفات و روابط اجتماعی جاری در محافل ادبی فراری است و هیچ چیز را به خلوت نوشتن در خانه ترجیح نمیدهد. یک بار که کنار هم مشغول جشن امضای کتاب بودیم، در گوشم گفت: «واقعاً از این کار بیزارم!» بعد از اجرای مشت