سِرّی که تمام علوم امیرالمؤمنین (ع) در آن نهفته است آیتالله تقوایی
قرآن کریم در آیه «لَوْ أَنزَلْنَا هَٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ ۚ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» پرده از رازی شگرف برمیدارد و حقیقتی فرامادی را در قالب تمثیلی سهمگین پیش روی بشر مینهد: «اگر این قرآن را بر کوهی فرو میفرستادیم، بیتردید آن را از هیبت و خشیت الهی خاشع و متلاشی میدیدی؛ و این مثلها را برای مردم میزنیم، باشد که بیندیشند.» در نگاه بدوی، شاید سخن از انفعال جماد و سنگ در برابر کلام وحی به نظر آید؛ اما در افق حکمت متعالیه و عرفان اصیل شیعی، این تمثیل نه اغراق شاعرانه، بلکه تبیین رابطه میان «مراتب نزول وجود» و «ظرفیت قابلیّت ادراک» است. کوه با تمام صُلبیّت و صَلابتش، تمثیلی از سختترین صورتهای وجودی در عالم ملک است؛ بااینحال، قرآن حقیقتِ بسیط و تجلی اعظم اسمای حسنای الهی است که از صخره تا اوج کائنات در برابر هیمنه آن توان بقا ندارند.